5- چرخه حيات SOA
بر اساس طرح IBM، براي SOA ميتوان يک چرخه حيات در نظر گرفت. در فاز "مدل" نيازمنديهاي کسبو کار جمعآوري شده و فرايندهاي کسب و کار آنها طراحي ميشود. بعد از بهينه شدن فرايندها، از طريق کنار هم قرار دادن سرويسهاي موجود و سرويسهاي جديد اين فرايندهاي کسبو کار شکل ميگيرد. سپس اين سرمايهها در يک محيط امن و با قابليت تجميع بالا نصب ميشود. بعد از نصب فرايندهاي کسب و کار، کاربران IBM اين فرايندهاي کسب و کار را هم از منظر فني و هم از منظر فرايندهاي کسب و کار مورد نظارت و مديريت قرار ميدهند.
اطلاعات جمعآوري شده در فاز مديريت به چرخه حيات بازخورد خواهد داشت تا بهبود پيوسته فرايندها را امکانپذير سازد. در زير همه اين مراحل در چرخه حيات، حاکميت و فرايندهايي هستند که رهنمودها و افقهاي آينده را براي پروژه SOA فراهم ميکنند.
شکل 5- چرخه حيات معماري مبتني بر سرويس
6-1- مرحله مدلسازي
فاز مدل با جمعآوري و تحليل نيازمنديهاي کسبو کار آغاز ميشود که بعداً براي مدل کردن، شبيهسازي و بهينه کردن فرايندهاي کسب و کار مورد استفاده قرار ميگيرند. فرايندهاي کسب و کار حاصل براي طراحي سرويسهاي نرمافزاري مرتبط و سطوح سرويس جهت حمايت از اين فرايندها مورد استفاده قرار ميگيرند. در طول اين فاز، مدلي جهت ايجاد درک مشترک بين کسب و کار و فناوري اطلاعات در فرايندهاي کسب و کار، اهداف و خروجيها استفاده ميشود. به علاوه اين مدل ميتواند اين اطمينان را به وجود آورد که کاربردهاي حاصل، نيازمنديهاي کسب و کار تعريف شده را براورده ميسازد. اين مدل همچنين ميتواند مبنايي جهت اندازهگيري کارآيي کسب و کار باشد.
6-2- مرحله گردآوري
در طول فاز گردآوري، کتابخانه سرويسهاي موجود ميتواند جهت يافتن سرويسهاي مورد نظر و موجود در سازمان بررسي شود. در صورتي که سرويس مورد نظر يافت نشد اين امکان وجود دارد که يک سرويس جديد ايجاد و پس از تست به مجموعه افزوده شود. هنگامي که سرويسهاي مورد نياز فراهم شد، سرويسها جهت پيادهسازي فرايندهاي کسبو کار هماهنگ ميگردند.
6-3- مرحله نصب
در طول فاز پيادهسازي، مقياس و محيط زمان اجرا جهت تأمين نيازمنديهاي سطوح سرويس به وسيله فرايندهاي کسبوکار پيکربندي ميشود. پس از پيکربندي يک فرايند کسبوکار، امکان پيادهسازي آن در يک محيط امن، مطمئن و مقياسپذير سرويسها وجود خواهد داشت. محيط سرويسها به گونهاي بهينهسازي ميشود که علاوه بر اجراي مطمئن فرايندهاي کسبوکار، امکان انعطافپذيري جهت بروز کردن به طور پويا و در صورت تغيير نيازمنديهاي کسبوکار را فراهم ميآورد. اين رويکرد مبتني بر سرويس همچنين هزينه و پيچيدگي نگهداري سيستم را نيز کاهش ميدهد.
6-4- مرحله مديريت
فاز مديريت شامل نظارت و نگهداري از زمان پاسخ و در دسترس بودن سرويس ميشود. همچنين مديريت منابع سرويسهاي زيرين در اين فاز انجام ميشود. درک کارايي زمان واقعي فرايندهاي کسبوکار امکان ايجاد بازخورد ضروري به مدل فرايند کسب و کار جهت بهبود دائمي را فراهم ميآورد. اين کار همچنين مديريت و نگهداري کنترل نسخه براي سرويسهاي تشکيل دهنده فرايندهاي کسب و کار را شامل ميشود. فاز مديريت در نهايت امکان اتخاذ تصميمات کسب و کار بهتر و سريعتر را فراهم ميسازد.
6-5- مرحله حاکميت و فرايندها
حاکميت و فرايندها جهت موفقيت هر نوع پروژه SOA ضروري هستند. جهت تخمين موفقيت، ممکن است يک مرکز تعالي در کسبوکار، براي پيادهسازي سياستهاي حاکميتي و دنبال کردن استانداردهاي حاکميتي بينالمللي جهت اهداف کنترلي براي اطلاعات و تکنولوژي مرتبط ايجاد گردد. پيادهسازي سياستهاي حاکميتي قوي ميتواند منجر به پروژههاي SOA موفق گردد.
7- خصوصيات اساسي جهت استفادة بهينه از سرويسها
• درشتدانه بودن: عملکردها روي سرويسها به طور متفاوت پيادهسازي ميشوند تا کارآيي بيشتري را در برگيرند و بر روي مجموعههاي دادهاي بزرگتر در مقايسه با طراحي مبتني بر اجزا عمل ميکند. (شکل 8) • طراحي مبتني بر واسط: سرويسها، واسطهاي مجزا تعريفشده را پيادهسازي ميکنند. مزيت اين امر آن است که چندين سرويس ميتوانند يک واسط مشترک را پيادهسازي کنند و يک سرويس ميتواند چندين واسط را پيادهسازي کند. (شکل 9) • قابل يافت بودن: سرويسها لازم است هم در زمان طراحي و هم در زمان اجرا قابل يافت باشند، نه تنها با شناسة يکتا بلکه همچنين با شناسة واسط و با نوع سرويس. • نمونه منفرد: بر خلاف توسعة مبتني بر جزء که از اجزا بر حسب نياز نمونههايي ايجاد ميشود، هر سرويس يک نمونه منفرد و همواره در حال اجرا است که مجموعهاي از کلاينتها با آن ارتباط برقرار ميکنند. • اتصال ست: سرويسها با ديگر سرويسها و کلاينتها از طريق تبادل اطلاعات استاندارد xml با يکديگر در ارتباط هستند؛ اين ارتباط باعث کاهش وابستگي و جداسازي بر اساس پيامرساني ميشود. • آسنکرون: به طور کلي، سرويسها از رويکرد انتقال پيام آسنکرون استفاده ميکنند. اما اين امر ضروري نيست. در بعضي مواقع در پيادهسازي سرويسها از انتقال پيام سنکرون نيز استفاده ميشود. در شکلهاي زير برخي از ويژگيهاي فوق نمايش داده شده است:
شکل 6- تأکيد بر درشتدانه بودن در سرويسها شکل 7- طراحي مبتني بر واسط در معماري سرويسگرا
8- مقياسپذيري از طريق رفتار آسنکرون و صفبندي
بهتر است که از ماهيت آسنکرون در سرويسها استفاده شود. با توجه به سربار انتقال اضافه و همچنين اين انتظار که سرويسها، ماهيتاً در فواصل فيزيکي دور از يکديگر خواهند بود، کاهش زمان انتظار درخواستکننده براي پاسخ بسيار اهميت دارد. از طريق آسنکرون کردن فراخواني يک سرويس، با يک پيام بازگشت مجزا، به درخواستکننده امکان ادامة اجرا تا زمان فراهم شدن پاسخ داده ميشود.
البته اين به معناي اشتباه بودن رفتار سنکرون سرويس نيست، بلکه به اين معنا است که رفتار سرويس آسنکرون مطلوب است، به خصوص در جايي که هزينههاي ارتباطي زياد است و يا تأخير شبکه قابل پيشبيني نيست.
شکل 8- روش سنکرون در مقابل روش آسنکرون
با استفاده از فراخواني آسنکرون، به فراهمکننده اين امکان داده ميشود که از چندين رشتة کاري جهت مديريت چندين درخواست کلاينت استفاده کند. جهت اجراي فراخواني آسنکرون، درخواستکننده بايد نشاني بازگشت را به سرويس پيادهساز يک واسط ارسال کند.
9- جمعبندي
معماري مبتني بر سرويس گام تکاملي بعدي در دنياي نرمافزار است. معماريهاي نرمافزاري فعلي قادر به حل تمامي مشکلات و چالشهاي فرا روي سازمانها و سيستمهاي اطلاعاتي بزرگ و پيچيده نيستند. ويژگيهاي خاص معماري مبتني بر سرويس اين معماري را به عنوان بهترين گزينه براي اين موضوع مطرح کرده است.
صفحات -> 1 - 2